مهمان عزیز ، ☀️ صبحتون بخیر در حال جمعوجور کردن اطلاعات... «تا شقایق هست، زندگی باید کرد.»
کارا از صبح که بیدار میشود اگرها از هر طرف میآیند سراغش. حتی یک لحظه هم کارا را به حال خودش رها نمیکنند؛ همینطور سرازیر میشوند توی ذهنش و نگرانش میکنند. اگر تنوانم چه؟ اگر فراموش کنم چه؟ اگر گمش کنم چه؟ اگر.... صبر کن ببینم؟ توهم مثل کارا فکر میکنی همه اگرها بد و ترسناک هستند؟ اگر بعضی از اگرها خوب باشند چه؟...